|
تا حال صدای قدم های خدا رو شنیدی؟؟!! حتما شنیدی! شنیدی و فراموش کردی که هست که نزدیکه!!! خیلی نزدیک..! کافیه دستت رو روی قلبت بگذاری! حالا نه تنها می شنوی بلکه حس می کنی بودنش رو لمس می کنی حضورش رو! اونی که درکش کردی صدای قدم های خداست! قدم هایی که به سمت توست! و برای توست! خدایی که در درون توست! با تو راه می رود! می نشیند! کلام می گوید! صدایت می زند! و بودن را به تو هدیه می دهد چرا که دوستت دارد...! .رها.
دلم هوای بیگانه بودن دارد دلم دوباره سکوت میخواهد می خواهد غرق شود باز هم غرق در نبودن دلم مدتی است غربت دارد ! سنگینی دارد! مدتی حیران است ! سرگردان است! شاید دلم نوشتن می خواهد چند وقتی است کم می نویسم و این دوری آزارم میدهد دیگر واژه ها تکراریست دیگر قدرت بیان درونم را ندارد چقدر واژه ها حقیرند ولی دلم نوشتن می خواهد کلام می خواهد !! سادگی می خواهد!! دلم پرواز با واژه ها می خواهد پرواز با معنا...! پرواز با روح...! عروج از خاک...! دلم می خواهد ساده با تو کلام بگویم در نوشتن است که جان می گیرم وقتی قلم را در دست می گیرم عطشی در رگهایم می دود و مرا تشنه تر می کند این نوشتن است که سیرابم می کند با نوشتن است که همدم لحظه هایم پر رنگ تر می شود و من بیقرار تر ...محتاج تر....عاشق تر..! وقتی می نویسم انگار است که مقابل تو نشسته ام نگاهم میکنی و من این را میفهمم فریاد رهایی را از چشمانم می خوانی و من شاد می شوم و من می ترسم که لحظه ی با تو بودنم زود تمام شود می ترسم که دیگر مقابل تو ننشینم می ترسم فرصت را از دست بدهم و تو دیگر لب های بسته ام را نخوانی می ترسم سکوت فراموشم کند و رهایی گذر از خیالم نکند می ترسم جهل بر من سایه افکند و غرق شوم در هیچستان آرامش لحظه های تنهایی ام بود من در توست!! در توست که من هستم ! جریان دارم ! بودنم در جاری بودن توست! می دانم که می دانی قلبم برای تو می تپد! فکر لحظه ای فراق تو روحم را فسرده است! می دانی با تو بودن را به هیچ بهایی نتوان داد! من با تو به عرش خواهم رفت با تو پرواز خواهم کرد با تو جوانه خواهم زد فردا خواهم شد .رها.
صدای تپش قلبش رو می شنوند تبریک می گم هیچ پایانی براستی پایان نیست در پس هر پایانی مفهوم یک آغاز نهفته است و بهار همان آغاز است مفهومی نهفته..... لاکوی گلم ممنون بخاطر تبریک قشنگت بخاطر این لطف و مهربونیات .رها.
و خدا درد را آفرید... شاید بیازماید... شاید تحمل را بالا ببرد... شاید خدا درد را آفرید تا بنده اش فریاد بزند تا کمک بطلبد... تا رنج بکشد... تا معنی سلامتی را درک کند شاید خدا درد را آفرید تا به بنده اش نزدیک شود و یا بنده نزدیکی اش را حس کند درد را زیبا معنی کنیم درد را نعمت بدانیم لذت ببریم و صبر را تجربه کنیم .رها.
چشم به آسمون ابری دوخته بودم آرامشی از جنس نگاه وجودم را نوازش می کرد هدیه ای دریافت کردم شاید تنها به پاس بودنم وآن اشک بود هدیه ای آسمانی از چشمه ی عشق اشک هایی که شاید پله ای شوند برای بالا رفتنم شاید بر سختیه دلم ببارند شاید زلالم کنند شاید نگاه را فراتر ببرند زیر پایم ....و حتی زیر آن شاید سبکم کنند برای پرواز و این یعنی اشک هدیه ایست برای رهایی .رها.
تنهایی من سلام این چند روزه کجا بودی؟؟ نگران شدم!!! بهم ریختم!! فکرم پیش تو بود و چشم به راهت... حالا که هستی آرومم تنهایی من داره بارون می یاد از دفعه پیش که با هم زیر بارون قدم زدیم دیگه ندیدمت یادته چقدر با هم خندیدیم و لذت بردیم من خیس خیس شدم اما تو سراپا بارونی بودی بارون می دونه دوستش دارم به خاطر من می یاد می یاد تا دوباره من و تو به هم برسیم تنهایی من موافقی بریم زیر بارون با هم قدم بزنیم.... .رها.
و در این دیر نبودن سخت است و ندیدن سخت تر می روم تا باشم شاید دور شاید هم نزدیک... .رها.
بیا با خود بیاندیشیم اگریک روز تمام جاده های عشق را بستند؛
آسمان... ابر... باد.... نور... خورشید... سکوت... و من... من در بند بند ثانیه ها احساسش کردم و تبلوری دوباره از بودن در من شکفت من جاری شدم در تسلسلی از لحظه ی اکنون و رها گشتم در آغوش بینهایت تا بینهایت... .رها.
امروز نگاه را پاک تر از دیروز پرواز دادم و به آغاز رساندم و طلوع را دیدم که به صبح انجامید امروز سهمی از بودن دریافت کردم و فراوان نوشیدم امروز جام لذت را بر سر بالا بردم و شب از اوج نگاه پایین تر رفتم تا هوا تاریک شد منتظر ماندم . نیمه شب آمد کفش ها را کندم. روی آرامشی از جنس سکوت تا سحر بیدار ماندم تا خدا را دم صبح ملاقات کنم و سکوت آنجا با من صحبت می کرد تا خدا را دیدم اشکی از شوق فرو ریخت و من آنجا خورشید را دیدم که در آغوش خدا نور خدا را به زمین می افشاند... .رها.
|
About
پاییز من Archivesهفته چهارم آبان 1389هفته اوّل آبان 1389 هفته سوم فروردین 1389 هفته چهارم اسفند 1388 هفته سوم اسفند 1388 هفته دوم اسفند 1388 هفته اوّل اسفند 1388 هفته اوّل بهمن 1388 هفته چهارم دی 1388 هفته اوّل دی 1388 هفته اوّل آذر 1388 هفته سوم آبان 1388 هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته دوم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 Links
نگاه زندگی |